از ويژگيهاي قرن اخير، تحولات و تغييرات سريع اجتماعي است اين تحولات نيازها، ارزشها، هنجارها و شيوه زندگي انسان‌ها را تغيير داده است.

سازمان‌ها جزئي از نظامهاييي محسوب مي‌شوند كه از تغيير و تحولات محيطي تأثير مي‌گذارند. سازمان‌ها و مديريت دو جزء تفكيك ناپذير از زندگي اجتماعي هستند كه به قصد تحقق اهداف بوجود آمدند.

اين سازمان‌ها براي كارآتر و اثربخش‌تر شدن، همواره نيازمند بهبود مستمر هستند. مديريت به عنوان يكي از اركان توسعه در كنار توسعه در كنار منابع و امكانات، سرمايه و نيروي انساني نقش اصلي و محوري را در سازمان‌ها به عهده دارند. ومديريت سازمان‌هاي رسمي به ويژه مديريت آموزشي به دليل تغييرات و تحولات محيطي و كار با انسانها و استفاده بهينه از امكانات مادي و منابع انساني در چهارچوب نظام ارزشي جامعه همواره نيازمند بهبود و بهسازي است.

بهبود سازمان مديريت دو مقوله كاملاً مرتبط و مكمل يكديگرند كه شامل اهداف، روشها، ساختار، توزيع قدرت و ارزيابي مي‌گردد. بهبود متكي بر تغيير و تحول است و تلاش مي‌كند با توجه به يافته‌هاي علوم رفتاري در كل سازمان فعاليتهايي را برنامه‌ريزي، اجرا و نظارت و كنترل نمايد، تا اثربخشي و كارآيي سازمان را افزايش و خود را با محيط و تحولات سازگار و خود موجب تحول در جامعه گردد. (برومند 1373)

بهبود مديريت يك استراتژي براي تغيير باورها، ارزشها، فعاليتها و ساختار سازمان به منظور سازگاري با شرايط محيطي است و پيشينه‌اي با سابقه علم مديريت دارد.

تيلور با ارائه اصول چهارده گانه، نظريه پردازان علوم رفتاري با شناسايي رفتارهاي فردي و گروهي و نظريه‌هاي سيستمي و اقتضايي با تلفيق همه موارد و با در نظر گرفتن شرايط در بهبود مديريت و هر چه كاراتر و اثربخش‌تر نمودن سازمان‌ها بوده‌اند.

رفتار و عملكرد مدير يك مدرسه مانند هر فرد ديگري تحت تأثير نگرشها، مهارتها، آگاهيها و تواناييهاي اوست. تعيين رفتار بر اساس نگرشها در روانشناسي و مشاوره بسيار مرسوم است. در اين رابطه نظريات راجرز و ديگر صاحبنظران شناخت درماني از اهميت فوق‌االعاده‌اي برخوردار است.

طبق اين نظريات، نگرشها تعيين‌كننده رفتار انسانها هستند و مي‌توان از آنها در تبيين، پيش‌بيني و تشخيص رفتارها استفاده نمود. نگرشها را فرد با خود به سازمان مي‌آورد. اين نگرشها عامل سازگاري يا عدم سازگاري فرد با محيط خواهد بود و بر عملكرد فرد در سازمان اثر مي‌گذارد.

نگرشها را معمولاً به سه بخش شناختي،‌ عاطفي، رفتاري (عملي) تقسيم مي‌كنند. لذا با توجه به نقش محوري مدير در مدرسه نگرشهاي او در اين سه زمينه مي‌تواند موجب بهبود مديريت آموزشي و تحقق اهداف آموزشي به صورت كارا و اثربخش باشد.

پژوهشها و تحقيقات فوق هر كدام يا چند بعد از عوامل مؤثر بر بهبود مديريت را به صورت مقطعي و عواملي جدا از يكديگر و بر روي نمونه‌هاي محدودي از اعضاي نظام آموزشي مورد مطالعه قرار داده‌اند. در صورتي كه لازم است عوامل مؤثر بر بهبود مديريت با توجه به پيشرفتهاي جديد علم مديريت آموزشي در قالب يك مدل و فرآيند مرتبط با يكديگر بر روي كليه دست‌اندركاران آموزش متوسطه مورد پژوهش قرار گيرد.

همچنين تحولات و تغييرات اجتماعي فرهنگي، بررسي اين عوامل را در شرايط جديد ضروري مي‌سازد. مسأله اصلي اين پژوهش اين است كه چه عواملي در چهارچوب يك مدل به صورت منظم مي‌تواند منجر به بهبود مستمر مديريت آموزشي گردد.

 

 يكي از اهداف اصلي جوامع رسيدن به توسعه در همه ابعاد است. تحقق توسعه در يك جامعه به عوامل متعددي چون سرمايه، تكنولوژي، نيروي انساني متخصص و متعهد، مديريت كارآمد و اثربخش نيازمند است. اين عوامل و به كارگيري آنها مستلزم توسعه فرهنگ، ارزشها و باورهاي خاص و يژه‌اي مانند ترقي‌خواهي، خردگرايي، آزادي انديشه، شكيبايي، نوآوري، تلاش مستمر، صرفه‌‌جويي، نظم، انضباط، كار گروهي و خلاقيت است.

بنابراين وجود يك نظام فرهنگي كارآمد كه درصدد رشد، تكامل و مطلوبيت جامعه است مي‌تواند مبناي توسعه اقتصادي، اجتماعي و سياسي يك جامعه گردد. آموزش و پرورش تنها نهادي است كه به صورت رسمي وظيفه تعليم و تربيت افراد جامعه را در ابعاد گوناگون اقتصادي، فرهنگي و سياسي به عهده دارد.

دوره متوسطه به دليل آماده‌سازي نيروي انساني براي ورود به جامعه و بازار كار، مسئوليت‌پذيري، استقلال‌طلبي و رشد شناختي و عاطفي نوجوانان و نهادينه كردن فرهنگ توسعه از اهميت خاصي برخوردار است. حركت در راستاي اين اهداف مستلزم توجه خاص به نظام آموزشي دوره متوسطه، اهداف، محتوي كتب تحصيلي، شيوه‌هاي تدريس و چگونگي ارزشيابي پيشرفته تحصيلي است.

در طول دهه گذشته براي افزايش عملكرد مدارس، اصلاحات آموزشي زيادي به عمل آمده است. اين افزايش انتظارات با عنايت ويژه به شيوه مديريت و چگونگي اداره مدرسه همراه بوده است. در اين رابطه اكثر نظامهاي آموزشي جنبش و نهضتي براي بهبود مديريت مدارس بوجود آمد.

در حال حاضر مجموعه منظمي از پروژه‌هاي بهبود مدرسه و مديريت مدارس در دسترس است كه عوامل مؤثر بر بهبود مديريت مدارس را تا حدودي شناسايي نموده‌اند و مي‌تواند مورد استفاده مديران قرار گيرد.

شواهد و قرائن حاكي از اين است كه براي بهبود مدرسه امكانات گسترده‌اي وجود دارد. به شرطي كه در مدارس رسالتي روشن و اهدافي دقيق وجود داشته باشد و كاملاً از آن حمايت شود. با توجه به فرآيند تغيير و تحولات اجتماعي بايد به اين نكته توجه داشت كه ارائه رسالت روشن در مدرسه منجر به آشفتگي، يأس، نااميدي و شكست نسبت به مدرسه خواهد شد. از طرف ديگر اساس و هسته اصلي هر كوششي براي بهبود مدرسه تلاش مديريت و معلمان با همديگر به صورت يك كل واحد منسجم است.

بنابراين تصميم‌گيري رهبري مشاركتي، تمركز بر بازده پيشرفت تحصيلي توجه به تغيير در همه سطوح مدرسه (معلم، كلاس، مديريت مدرسه) ارزشيابي مستمر، با توجه به شرايط و عوامل فرهنگي، ارائه خط مشي‌هاي دقيق و اجراي آن از عوامل موثر بر بهبود مدرسه تلقي مي‌شود كه دائماً بايد مورد مطالعه و بررسي قرار گيرند. با افزايش تنوع فرهنگي و ارزشها در نظام آموزشي، طراحي و ارائه آموزش و پرورش موفق مشكلتر خواهد شد. با اين كه مسئولان، مديران و دبيران به سختي مشغول فعاليتند، همچنان مورد انتقاد و آماج حملات بعضي از گروههاي اجتماعي قرار دارند، بنابراين بايد زمينه بهبود و موفقيت نظام آموزشي را فراهم نمود.

در اين راستا بهبود مديريت ركن اساسي است كه مي‌توان عوامل مؤثر بر آن را از طريق نظرسنجي شناسايي نمود. تاكنون براي رسيدن به بهبود نظام آموزشي به قانون گذاري بيشتر و مديريت خرد توجه شده در صورتي كه موفق نبوده است.

بنابراين راه چاره را بايد در بهبود مديريت و برنامه‌ريزي استراتژيك جستجو نمود و اولين راه آن نظرسنجي از مديران، مسئولان و دست اندكاران نظام آموزشي است.

مديران، مسئولان و دبيران ممكن است بهعلت عدم نظام ارزشي يكسان و احتالاً خرده فرهنگها و نقشهاي متفاوت سازماني با برخورداري از قدرتهاي متفاوت از نگرشها باورها و عقايد متفاوتي نسبت به ميزان عوامل مؤثر بر بهبود مديريت برخوردار باشند. بنابراين ضرورت دارد نظريات اين افراد را مورد بررسي و پژوهش قرار گيرد.

از طرفي نظرسنجي از زيردستان در مورد كاري كه به آنها مربوط است باعث به دست آوردن عقايد و ايده‌هاي جديد و كاربردي براي مديران ارشد و ايجاد احساس قابل احترام بودن و اهميت داشتن كاركنان و در نتيجه تفاهم بين زيردستان و فرودستان است.

بنابراين تنوع فرهنگي و ارزشي، تغييرات فرهنگي اجتماعي، نقشهاي متفاوت سازماني و تأثير نقشها بر نگرشها و باورهاي افراد، نياز بهبود مستمر سازمان، مشاركت زيردستان در فرآيند مديريت،‌ دستيابي به نگرش زيردستان براي برنامه‌ريزي و آموزشهاي ضمن خدمت از موارد ضروري است و ميزان تأثير عوامل فردي و ميزان تأثير مهارتهاي مديريت مديران را بر بهبود مديريت شناسايي و يك مدل مفهومي براي برنامه‌ريزي،‌ آموزش مديران و انتخاب مديران شايسته ارائه و يك كارگاه آموزشي براي آموزش مديريت كار و اثربخش خواهد بود.

يكي از اهداف اصلي جوامع رسيدن به توسعه در همه ابعاد است. فقدان يك رسالت روشن در مدرسه منجر به آشفتگي، يأس، نااميدي و شكست نسبت به مدرسه خواهد شد. رفتار و عملكرد مدير يك مدرسه مانند هر فرد ديگري تحت تأثير نگرشها، مهارتها، آگاهيها و تواناييهاي اوست.

نوشته شد توسط هومان کریمی معاونت آموزشی